|
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
- وقتى مرا به معراج بردند، وارد بهشت شدم . در آنجا فرشتگانى ديدم كه با خشت طلا و خشت نقره ساختمانى مى سازند ولى گاهى دست از كار مى كشند از فرشتگان پرسيدم : شما چرا گاهى كار مى كنيد و گاهى از كار دست مى كشيد؟ سبب چيست ؟ پاسخ دادند: هر وقت مصالح ساختمانى به ما برسد مشغول مى شويم و هرگاه نرسد از كار باز مى ايستيم . گفتم : مصالح ساختمانى شما چيست ؟ جواب دادند: ((سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر)). وقتى مؤ من اين ذكر را مى گويد ما ساختمان را مى سازيم . وقتى كه ساكت مى شود ما نيز دست از كار مى كشيم .
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 23:30  توسط جواد
|
باز شب جمعه آمد. آيا فردا يوسف زهرا مي آيد!
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:45  توسط جواد
|
1-بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است که بال و پر دارد بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد. 2-چهرهی گل، باغ و صحرا را گلستان میکند، دیدن مهدی هزاران درد درمان میکند، مدعی گوید که با یک گل نمیآید بهار ، من گلی دارم که عالم را گلستان میکند. اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 18:6  توسط جواد
|
1 جمعه یعنی طاق ابروی نگار جمعه یعنی یک غروب غصه دار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار 2) شیعیان مهدی غریب و بی کس است معصیت محض خدا دیگر بس است ای که داری ادعای شیعگی بندگی کن بندگی کن بندگی 3) آن که می گفت ز یک گل نشود فصل بهار چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 9:42  توسط جواد
|
1-در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشهای برون آ ای کوکب هدایت. 2-کی میشود ز ندبههای جمعه پیدایت کنم گوشهای تنها نشینم تا تماشایت کنم مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم. 3-مهدیا! جمعهها فراقت چه دلگیر شده و چه سخت است بر کسی که هر روزش جمعه است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:3  توسط جواد
|
|